حقوق بشر برای دشمن بشریت بی عدالتیست

دوشنبه 12 بهمن 1394 02:29 ق.ظنویسنده : تبعیدی خودخواسته

 
مجله تاریخ میخوانم، چندین صفحه اختصاص دارد به رییس گشتاپو در لیون، کلاوز باربیس. امروز مجبور بودم دوباره بخوانم، مجبور بودم تمامش کنم و بین آن همه مطلب چه مرضی داشتم ین مطلب را برای خلاصه کردن انتخاب کنم نمیدانم. تمام تنم درد میکشید. تصور شکنجه هایی که با جزییات نوشته شده بود دوباره وحشت زده ام کرد. اول فکر میکنی فقط یک بیمار روانی میتواند چنین لذتی از شکنجه انسانی دیگر ببرد اما انگار بین سالهای 39 تا 45 بیماران روانی زیادی بودند. 
ملقب بود به قصاب لیون.. قصاب؟ قصاب کمترین واژه است. سه تا از مشهورترین شکنجه هایش را نوشته بودند. خواندنش هم دیوانه کننده بود و نفس گیر، مانده ام آن ها که شکنجه شدند چطور دوام آوردند هرچند دو نفرشان در نهایت زیر شکنجه مردند. 
او یک خونخوار به تمام معنا بود.  باربیس بعد از جنگ به کمک آمریکا توانست فرار کند و 38 سال هم در امنیت کامل در بولیوی زندگی کرد. در نهایت توسط یگ زوج که کارشان یافتن افسران گشتاپو بود پیدا شد و بازداشت و راهی فرانسه. بعد از دادگاه به جرم جنایت علیه بشریت به حبس ابد مجکوم شد. چیزی حدود ده سال در زندان بود و بعد هم به درک واصل شد. در زمان سرپرستی اش بالای 4200 مخالف نازی ها را اعدام کرد، و بالای 7500 یهود را راهی اردوگاه های مرگ. 

راستش با اینکه به حقوق بشر اعتقاد دارم، با اینکه با اعدام مخالفم و با شکنجه و قصاص هم، اما فکر میکنم این ها را باید برای کسانی رعایت کرد که بشود نام بشر رویشان گذاشت. این که این فرد بعد از آن همه جنایت توحش بار در امنیت و آرامش زندگی کرد و بعد از دستگیری فقط به حبس ابد محکوم شد آن هم در زندانهایی که استاندارد های چهانی دارند نهایت بی عدالتی است. این فرد به راحتی زندگی کرد به راحتی مرد و بعید میدانم حتی یک روز از کارش شرم زده شده باشد. این فرد بشر نبود که حقوقی داشته باشد. حداقل و عادلانه ترین حالت این بود که یکی از روشهای شکنجه اش را-- نه همه فقط یکی- رویش امتحان میشد. چرا میگویم عدالت نیست؟ چون اگر باور مذهبی داشته باشیم خب میشود خود را قانع کرد که آن دنیا پاسخگوی این کارهایش خواهد بود. اما وقتی اعتقادی به آن دنیا نباشد خب این بی عدالتی است که او چنان جنایتهایی بکند و بعد مثل یک فرد عادی بیگناه زندگی کند. 
نه خداییش بی عدالتی نیست؟ 



برچسب ها: جنگ جهانی دوم ، آلمان نازی ، گشتاپو ، شکنجه ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 12 بهمن 1394 02:57 ق.ظ

 
دوشنبه 12 بهمن 1394 12:21 ب.ظ
صد در صد باهات موافقم اما اگر بخوام طبق اصول دنیای متمدن فکر کنم و کینه و انتقام در ذهنم نباشه باید بگم اه حبس ابد بعد از اون همه جنایت بهترین مجازات بوده
این طور ادمها بعید میدونم حتی اگه تحت شکنجه هایی که ابداع شون کرده هم قرار بگیرن دردی حس کنن
دنیا چه دیوانه های خطرناکی داره نمیدونم چی از یه نوزاد بیگناه و معصوم میتونه چنین موجود درنده خویی بسازه
دوشنبه 12 بهمن 1394 11:19 ق.ظ
بی عدالتیه به تمام معناست.میگن بهشت و جهنم تویه همین دنیاست.اما برای بعضیها نیست.نمیدونم کجاست چون میدونم اون دنیا هم نیست.اما برای بعضیها هست.تویه همین دنیا.جلوی چشم همه.اما عدالت خدا چیزه دیگه اییه.حکمتشو نمیدونم.هیچکس نمیدونه.ولی خدا باید نشون بده تا حقانیتش ثابت بشه.برای بشریت.برای تاوان جنایتهای باربیس و امثال او
دوشنبه 12 بهمن 1394 05:20 ق.ظ
- یه ضرب المثل شبیه این:
من می کنم، خوب می کنم. تو نکن.
شما می خوای به جرم شکنجه کردن، شکنجش کنی؟! این انتقام هست، عدالت نیست.
- مسلما اگه منم جای یکی از قربانی ها یا خانواده ی نزدیکانشون بودم، طور دیگه ای فکر می کردم. اما قانون برای همین جور وقتاست، یعنی حکم یه بی طرف.
- حکم حبس، مجازات نیست. آخرین روش پیش گیری هست. کمترین بی عدلاتی در حق یه انسان هست.حبس ابد یعنی ما هر کاری می تونستیم کردیم، اما متاسفانه انقدر کارمون درست نبود که جلوی اتفاق جرم رو بگیریم، الان مجبوریم برای آسیب ندیدن اکثریت، آزادی های یه سری اقلیت رو محدود کنیم. درسته که بر اثر اشتباهات جامعه به مسیر اشتباه رفتن، اما خب همه رو که نمیشه محکوم کرد، پس فقط کسی رو که آسیب زننده هست از بقیه دور می کنیم.
تبعیدی خودخواسته
مرسی از پاسخ خوب قابل تاملت. میدونی من اولین بار كی مخالف اعدام شدم؟ وقتی امیر زمانی فر تو كلاس برای تمرین خوندن یه بخش از داستان شرط بندی، چخوف رو داد كه درباره حبس اید و اعدام بود. اونجا ذهنم جرقه خورد و منطقش برام قابل درك بود و هست. منطق كامنت تو هم بسیار قابل قبوله برام. ولی خب این واقعا حداقل كاریه كه برای چنین غیر بشری میشه كرد.
ولی این لامصب فكر كن راست راست میگشته در خوبی و خوشی آخرای عمرش زندانی كردن. اگر اول بود كه كافی بود بدترین مجازات هم بود چون برای این نابشرها هیچ چیز دردناكتر از محدودیت نیست.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر