تبلیغات
تبعیدی خودخواسته - دلتنگی برای وبلاگ

دلتنگی برای وبلاگ

دوشنبه 16 فروردین 1395 12:46 ق.ظنویسنده : تبعیدی خودخواسته

 
راستش امده بودم از فیلم آلیس بنویسم. اینطور مطالب را حتما باید در وبلاگ بنویسم بعد در کانال بگذارم. اما امدن به صفحه وبلاگ از طریق کامپیوتر همان، وقت کردم و سر زدن به وبلاگهای دوستان که ماهها بود نخوانده بودم همان و برگشت به حال و هوای وبلاگی همان. 
دلم گرفت، از فاصله ها.. از این سر شلوغی ها، از این متکلم وحده بودن هایم. یک روزهایی عشقم این بود وبلاگ بخوانم. هنوز هم هست اما از دست فیس بوک و تلگرام که بد عادت شده ایم. 

کانال خوب است. سریع است، خصوصی تر است، احساس نزدیکی بیشتر با مخاطب هم هست اما وبلاگ چیز دیگری بود همیشه. 

روزهای زندگی ام نسبتا خوبند. روزها بلند شده اند ، افتاب میاید و انگار با این تحولات نحسی  ها هم میروند. اما تمام سختی ها و بدبختی ها فقط از آدم یک انسان قوی تر میسازد. یک انسان پررو تر.. یک انسان جنگنده تر. 
اتفاقات زیادی افتاده، دارم تمرین میکنم خصوصی هایم را کمتر بنویسم. اما انگار وقتی وبلاگ را باز میکنم یاد تمام ده -یازده سال اخیر میفتم و حس خوب دفترچه خاطرات عمومی داشتن. اینکه همین روزمرگی نوشته هایم یه عالم دوست های بی نظیر برام به ارغان آورد و همین روزمرگی نوشتن هایم بیشتر از صدها فعال حرفه ای و سطح بالای حقوق زنان، مخاطب ها را فمینیست کرد یا حداقل دیدگاهشان را تغییر داد. همین از زندگی خصوصی نوشتنهایم خیلی چیزها داشت و دارد. اما شاید نباید نوشت شاید باید کمتر نوشت ... به هر حال تمرین سختی است و بعید میدانم ازش سربلند در بیایم. 

هرروز به انبوه کارهای نکرده ام افزوده میشود. هر روز سر شلوغ تر میشوم، حالا بیشتر از پیش در فضا و اجتماع سوئدی هستم و درگیری ذهنی ام بیشتر. اما انگار دل کندن از زبان فارسی، و  مخاطب فارسی برایم با مرگ یکی است. حضورم را در فیس بوک نسبت به خودم به حداقل رساندم. سعی میکنم کمتر درگیر بحث ها و کامنت گذاری ها بشوم، مسنجر فیس بوک را از موبایل حذف کردم، وقتم را برای فمینیسم روزمره محدود کردم. به زندگی شخصی ام بیشتر میرسم. به اینکه درست غذا بخورم، ورزش کنم و وقت بیشتری را با دوستم بگذرانم. سعی میکنم مطالب سوئدی و بحث های سوئدی را دنبال کنم. اما وقت گیری اش بیشتر است نه چون مثل فضای ایرانی درگیر کامنت میشم، اصلا! چون سوئدی ام پیشرفته نیست و فهمیدن مطالب افرادی که دنبال میکنم خیلی سخت است. سطحشان بالاست، بحثها هم. 

به هر حال احتمالا باز به زودی منفجر بشم. انفجار از زیادی کار و نرسیدن! 

دلم برای وبلاگ و وبلاگ خوانی تنگ بود. همیشه تنگ است. وبلاگ قداستش همان قداست وسایل عتیقه است. 


آخرین ویرایش: دوشنبه 16 فروردین 1395 12:59 ق.ظ

 
یکشنبه 29 فروردین 1395 01:53 ب.ظ
سلام
وبلاگ واقعاً چیز دیگری است
من به شخصه طاقت کانال زدن را ندارم هرچند کانال‌ها را می‌بینم!
چهارشنبه 25 فروردین 1395 10:29 ب.ظ
هی سلام! کی اومدی اینجا؟ خوشحالم می بینمت. نظر منو میخوای جز وبلاگ همه رسانه های مجازیو بریز دور بیا همین جا برا مات بنویس. قداست داره واقعا
پنجشنبه 19 فروردین 1395 11:40 ق.ظ
خوبه.درود بهت
دوشنبه 16 فروردین 1395 10:53 ب.ظ
سلام رها جان
خوشحالم كه دوباره شروع كردى به نوشتن
واقعا وبلاگ یه چیز دیگه ست
دوشنبه 16 فروردین 1395 12:52 ب.ظ
منم تقریبا هر روز اینجا رو چک می کردم چون اینجا رو بیشتر از کانال دوست دارم و دارم ترک موبایل می کنم واسه همین کمتر تو تلگرام پیدام میشه بیشتر می خوام کتاب بخونم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر