تبلیغات
تبعیدی خودخواسته - شاید یعنی شاید

شاید یعنی شاید

سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 01:07 ب.ظنویسنده : تبعیدی خودخواسته

 
اون: میتونیم بعد شام بریم خونه من من: مممم شاید، ببینیم چی میشه اون: شاید همیشه نه هست، پس هیچی! من با چشمهای گرد: شاید یعنی شاید، یعنی هنوز نمیدونم! شاید دو دقیقه دیگه دلم بخواد بیام خونه تو و بعد تصمیم عوض بشه شاید هم اصلا دلم نخواد! اون: نه تو سوئد معمولا نه گفتن سخته واسه همین میگیم شاید و شاید یعنی نه! من: خب من سوئدی نیستم. اگه نخوام میگم نه. و نه یعنی نه! شاید یعنی هنوز نمیدونم. الان خسته ام و دلم میخواد همینطور لم بدم رو مبل خونه خودم، شاید یكساعت دیگه خستگیم دربره و دلم بخواد بیام خونه تو. Take it easy! اون در حالیكه قند در دلش از این جواب آب شده: ما سوئدی ها خیلی عجیبیم نه؟ چه خوبه تو سوئدی نیستی
آخرین ویرایش: سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 01:18 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر