تبلیغات
تبعیدی خودخواسته - معرفی

معرفی

چهارشنبه 5 خرداد 1395 11:31 ق.ظنویسنده : تبعیدی خودخواسته

 
پسرك: مامانم برات سلام رسوند
من با چشمان گرد شده تعجب سوئدی نشان دادم : آها
-بهش درباره ات گفتم، گفتم تو چپگراها رو دوست نداری! 
- نِمِن( باز تعجبی سوئدی تو مایه های زمانی كه از كلافگی میگیم الله اكبر) 
دست بردم تو موهاش گفتم: هیچی دیگه نبود بگی؟ 
-چرا گفتم مثل بیشتر زنان مهاجر از دست حزب چپ عصبانیه كه سعی میكنند مسایل زنان مهاجر رو نادیده بگیرن! مامان هم گفت تو میدونی خبلی از ما حزب چپی ها مخالف این روند حزب هستیم! 
-دیوانه! 
- شما اتفاقا دوستای خوبی میشید، بحثهاتونم جالب خواهد بود. 

مادر پسرك عضو شورای شهرشان از سمت حزب چپ هست و تنها شهرداری كه در دست چپهاست شهرداری شهر پسرك است، من دقیقا عضو حزب مقابلشان یعنی لیبرال ها!

آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 خرداد 1395 11:33 ق.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر