چرخی در کتابفروشی

جمعه 31 اردیبهشت 1395 11:40 ق.ظنویسنده : تبعیدی خودخواسته

 
هیچ كاری در دنیا سخت تر از كادو خریدن نیست، مخصوصا اگر قرار باشد كتاب بخری برای یك كتابخوان! 
دو ساعت فقط در بخش فلسفه و جامعه كتاب فروشی نشستم و چشمام درد گرفت و سرم هم چون من كه از بازار كتاب اینجا هنوز سر در نمیارم، زبان سوئدی هم كه هنوز كار دارد، دانش فلسفی هم كه در حد نخود باید هر كتابی كه به نظرم خوب میامد را در اینترنت جستجو میكردم و نقد یا رتبه بندی اش را میدیدم، تازه باید میگشتم ببینم مثلا این كتاب در سطح ابتدایی است یا متوسط یا پیشرفته! 
هرچند حس و حال خوشایندی بود( اصولا هربار وارد این كتابفروشی میشوم همین حس و حال است) اما تابحال در این بخش كنكاش نكرده بودم! در نهایت از پسرك پرسیدم كتابهای آرنت را دارد یا نه! تا گفت نه، انگار دنیا را به من داده باشند دو كتاب از او بود، یكی تازه ترجمه شده بود و جزو تازه به بازار آمده ها، همان توتالیتاریسم، كه قیمتش وحشتناك بالا بود، یكی هم آخرین اثرش كه به انگلیسی بود به نام "زندگی فكر( ذهن) "
همین دومی را در دقایق پایانی ساعات خرید، خریدم! امیدوارم كه نخوانده باشد و لذت داشتنش برایش دو چندان شود! 

اما در این كنكاش حظ مبسوطی هم از  بخش مربوط به فمینیسم و مطالعات جنسیت بردم! 


آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 خرداد 1395 11:42 ق.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر