تبلیغات
تبعیدی خودخواسته - مطالب مرداد 1395

اتوبوس های منظم

شنبه 30 مرداد 1395 08:51 ب.ظنویسنده : تبعیدی خودخواسته

 
این دفعه میخوام از چیزی بنویسم که از بدو ورود به مهاجر شوک وارد میکند: اتوبوس

بله اتوبوس ها در اینجا سر ساعت چه با مسافر پر ، چه نیم پر، چه تنها یك مسافر و حتی بالاتر از این گاهی خالیِ  خالی حركت میكنند. 
من بارها شده تنها مسافر اتوبوس بودم. 
حالا مقایسه كنید با اتوبوسهای شهری تهران كه همان سر مبدا پر میشد و با بدبختی در ایستگاههای میانی میشد سوار اتوبوس شد. 
یا اتوبوسهای سفری كه آخ هنوزم یادم میفته گریه ام میگیره. یك دور كه تو ترمینال آزادی داد میزدن، رشت، آستانه، لاهیجان، لنگرود
بعد راه میفتادن میامدن زیر پل ورودی اتوبان. بارها پیش آمد كه یكساعت بیشتر معطل شدیم تا قدم به قدم مسافر بین راه و تمام مسیر سوار كنند، برای مسافر ارزانتر اما نه نامی ثبت میشد نه بیمه سفری بود. 

فكر نمیكنم تغییر چندانی كرده باشه فقط میدونم آخرین بلیط اتوبوسی كه خریدم ٣٥٠٠ بود و شنیدم الان تا ٢٠٠٠٠ تا هم هست. 


برچسب ها: اتوبوس ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 شهریور 1395 09:03 ب.ظ

 

دانشجویان ایرانی همیشه طلبکار

پنجشنبه 28 مرداد 1395 09:04 ب.ظنویسنده : تبعیدی خودخواسته

 
دانشجویان ایرانی یکی از پرطلب‌کار ترین دانشجویان در کشور سوئد هستند. همیشه ناراضی، همیشه شاکی و همیشه طلبکار. فکر میکنم یه مسائلی رو فراموش کرده اند که باید یادآوری شان کنم.
کشور سوئد هرگز برای هیچ یک از دانشجویان دعوتنامه نفرستاد. دقیقا بر عکس این ما دانشجویان بودیم که ار فرصت طلایی "تحصیل رایگان" دقت بفرمایید، تحصیل رایگان! در دانشگاههای این کشور که در رتبه بندی های جهانی از بهترین دانشگاههای ایران بالاتر بودند- حالا در حد 50 دانشگاه اول دنیا نیستند شما به بزرگواریتان ببخشید- استفاده کردیم و درخواست پذیرش کردیم. 
دفت بفرمایید که بسیاری از هم کلاسی ها از دانشگاههای درجه دو و سه ایران موفق به پذیرش در دانشگاه های سوئد شدند که حتی بسیاری از دانشجویان دانشگاه های خوب ایران هم برای گرفتن فوق لیسانس باید از هفت‌خوان کنکور ارشد رد میشدند و اگر شبانه قبول میشدند باید سالی خدا هزار تومن هزینه تحصیل میدادند برای آینده ای نامعلوم!
تحصیل رایگان و امکانات عالی دانشگاهها به کنار، به عنوان دانشجو های فوق لیسانس، ما با داشتن یک شماره ده رقمی از بیشتر امکانات این کشور درست مانند شهروند قانونی بهره مند شدیم. از هزینه درمانی کم و مطمئن تا شرکت در کلاس های زبان سوئدی آن هم رایگان.

کشور سوئد هرگز کشور مهاجر پذیر و متخصص پذیر نبود و نیست. اینکه ما بدون آگاهی صرف فرصت طلایی رایگان تحصیل کردن راهی شدیم و پیش خودمان گفتیم: "حالا بعدش یه کاری میکنم"، به دولت سوئد، کشور سوئد و قوانینش ربطی ندارد. 
بله قوانین امکان تغییر دارند و خیلی بهتر است که این کشور فرصت بیشتری در اختیار افرادی که این همه برایشان هزینه میکند بگذارد. اما برای تغییر قانون نیاز به فعالیت اجتماعی است. نیمی از دانشجویان ایرانی حتی حاضر نشدند زبان سوئدی را در حد رفع رجوع امور یاد بگیرند، بسیاری تفاوت حزب سوسیال دموکرات و اسوریه دموکرات را نمیدانند . بسیاری نمیدانند احزاب سوئد دقیقا چه خط و مشی دارند که حداقل بتوانند مثلا نامه ای به حزبی بفرستند و اعتراض به قوانین دانشجویی کنند. 

دانشجویان ایرانی با یک غرور عجیبی با افتخار از اینکه نیازی به سوئدی یاد گرفتن ندارند حرف میزنند و بعد انتظار دارند درهای فرصتهای شغلی و آموزشی به رویشان باز باشد. اگر در رقابت ها جواب رد بگیرند سوئدی ها نژادپرستند و اگر جواب آره بگیرند خودشان به دست آورده اند. کلا فکر میکنند از خودشان باهوش تر، پرتلاش تر و باسوادتر وجود ندارد.

دانشجویان دکترا هم اینجا شاغل هستند. حقوقی که میگیرند کفاف زندگی خوب یک نفره ( و بعضا دونفره) را میدهد و امکانات بسیاری در اختیارشان هست. بله بسیار هم کار باید بکنند و مدام در حال نوشتن و سمینار و گزارش و ... اما همین کار را در ایران هم دانشجویان دکترا میکنند و نه تنها حقوقی نمیگیرند که پولی هم باید بدهند. به اضافه اینکه بسیاری از امکانات ساده را هم ندارند.

پس یادتان باشد چه چیزهایی در ایران نداشتید و اینجا به راحتی به دست آوردید. 
اگر هم مقایسه تان با آمریکا و کانادا و باقی کشورهای دانشجو و مهاجر پذیر است، خودتان بهتر از من میدانید که قطعا اگر ار لحاظ علمی انقدر بالا بودید که در آن کشورها پذیرش بگیرید دنبال تحصیل رایگان سوئد نمیامدید.
بسیاری دانشجویان ایرانی هیچ علاقه ای به یادگیری فرهنگ و سنت سوئدی ندارند، تمام زندگیشان یا تحصیل و تفریح است یا ایران و ایرانی، سوئدی ها را آدم حساب نمیکنند، تلویزیونش را نگاه نمیکنند اخبارش را از سایتهای ایرانی که نصفشان هم نژادپرستانه است دنبال میکنند، تمام قوانینش به نظرشان مسخره و بی معنا است، آنوقت برای چه میخواهنند اینجا بمانند؟ واقعا چطور انتظار دارید یک کشور به شما اقامت بدهد و شهروندش شوید و از امکاناتش بیش از پیش بهره مند بشید در حالیکه کوچکترین عرقی به آن ندارید؟ یا به ایران نازنین پر از امکانات و احترام و فرصتهای شغلی رنگ و وارنگ برگردید یا زودتر به سرزمین موعود فرصتهای بیشمار علم و دانش.( فقط یادتان باشد در آمریکا و کانادا از مرخصی های چند هفته ای، مرخضی زایمان و بچه داری، حقوق و مزایا به صورتی که در سوئد هست خبری نیست.)

برچسب ها: دانشجوی ایرانی ، مهاحرت ، مهاجرت دانشجویی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 شهریور 1395 09:05 ب.ظ

 

اتاقی از آنِ خود

سه شنبه 26 مرداد 1395 09:05 ب.ظنویسنده : تبعیدی خودخواسته

 
شریك زندگی داشتن خیلی خوب است. اینكه تنها نیستی، وقتت به بطالت نمیگذرد، خونه كه میرسی یكی هست به حرفهایت گوش بدهد و بسیاری مزایای دیگر. اما، راستش وقتی برمیگردی خونه خودت یك حس استقلال و آزادی مضاعف داری. دلت تنگ میشود، عادت كردی به بودنش، خانه اش مثل خانه خودت هست و فرماندهی مطلق داری اما باز حس برای خودت بودن لذت دیگری دارد. 
حتی نه اینكه یك اتاق برای خودت داشته باشی. همین جدا شدن از محیط مشترك گاهی خوشایند است. 
امروز این حس خوشایند رو داشتم!

برچسب ها: زندگی ، تجرد ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 شهریور 1395 09:07 ب.ظ

 

خونه خودتونه، راحت باشید

سه شنبه 12 مرداد 1395 02:02 ب.ظنویسنده : تبعیدی خودخواسته

 
یكی از تفاوتهای عظیم بین فرهنگ ایرانی و سوئدی مسئله" اینجا خونه خودته" هست. ما ایرانی ها اول و آخر هر دید و بازدید میگیم: "خونه خودتونه راحت باشید." امادر واقعیت در بیشتر مواقع از سر احترام راحتی در كار نیست. فرق هم نمیكنه مهمان جدید باشه یا یك آشنای قدیمی. مهمان داشته باشیم از همه چیزمون میزنیم و در خدمت مهمان هستیم، مهمان میشیم كه خرِ صاحبخونه ایم. تمام مدت هم راست و سیخ میشینیم، پا روی پا یا روی زمین. همه این كارها رو از سر احترام انجام میدیم. اما تو فرهنگ سوئدی برعكسه. یعنی مثل خیلی چیزای دیگه " اینجا خونه خودتونه راحت باشید" مصداق عملی داره. اگر اولین بار باشه كه وارد خونه میشی تمام خونه رو بهت نشون میدن و این نه برای شوآف دیدن وسایل كه برای اینه كه راحت باشی و بدونی هرچیزی كجاست و چه طور است. تو خونه سوئدی اگه بری و خودت در یخچال و باز كنی و از خودت پذیرایی كنی، یا لباس راحت بپوشی یا رو مبل دراز بكشی و پاهات رو دراز كنی و یا رو میز بذاری نه تنها بی احترامی و بی ادبی حساب نمیشه كه میزبان خوشحال میشه چون اینكه تو اونجا رو مثل خونه خودت میبینی و درست همونطوری هستی كه تو خونه خودت.
برچسب ها: سوئدی ها ، ایرانی ها ،
آخرین ویرایش: - -