تبلیغات
تبعیدی خودخواسته - مطالب ابر برف و سمفونی ابری

مرگ، وهم، تخیل، سمل داستان کوتاه ایرانی

پنجشنبه 6 خرداد 1395 11:27 ق.ظنویسنده : تبعیدی خودخواسته

 
بیماری باعث شد در تخت دراز كشیده و آخرین كتاب داستان كوتاهی كه از ایران برایم ارسال شده بود بخوانم! 
وقتی از دوستان خواسته بودم برایم كتابهای معتبر در زمینه داستان كوتاه بفرستند تصوری از "مد" این روزهای ایران در زمینه داستان نویسی نداشتم. 
آدمها سلیقه های متفاوت دارند، من با روحیه مثبتم و شاید زیادی زمینی بودنم با داستانهای عجیب غریب ارتباط برقرار نمیكردم. به همین دلیل حتی از ادامه كلاس داستان نویسی سرباز زدم. چون وقتی داستان كوتاه پر از استعاره دردناكی خوانده میشد و قرار به تفسیر بود مغز من كشش و توان تحلیل فلسفی نداشت. زنی كه در روایت فكر میكرد صدفهای روی بدنش تبدیل به حفره شده اند را من "زنی جذامی كه نمیخواهد حقیقت را باور كند " تفسیر میكردم و دیگری "زنی كه دردهای زندگی مثل خوره جویده بودنش" 
همینجا فهمیده بودم كار من نیست، همینجا فهمیده بودم "مد امروز"داستان نویسی ایران با ذات و روحیه من جور در نمیاید. جالب اینجا بود كه معلممان توصیه میكرد باید تمام كتابهای گلی ترقی را بخوانیم و من از آن كتابها لذت میبردم اما در نهایت چیزی كه در كلاس به بحث گذاشته میشد داستانهایی بود پر از سیاهی، ابهام و تخیلی!

حالا این كتاب آخر را خواندم، برنده دهها جایزه فلان و بسار، احساس كردم شبیه همانهای دیگر است، آنها هم جایزه برده اند. هركدام در سالی و از جایی! 
همه شان در چند چیز اشتراك دارند راوی شخص اول و مخاطبی ناپیدا! 
مرگ، تخیل و فضاهای سوررئال! 

نه این مد از آن من نیست! راستش پشیمان شدم از درخواستم، این كتابها در طی چهارسال اخیر به جای اینكه رابطه ام را با ادبیات كشورم نگهدارد، قطع كرد! 
میدانم الان عده ای پوزخند میزنند و به سطحی بودنم میخندند كه چرا عمق پیام فلسفی(!)كتاب ها را نگرفته ام!
اما حقیقت را بگویم من ترجیح میدهم سطحی باشم و هنر نویسندگی را ارج بگذارم كه همه فهم باشد! كاری ندارد سرهم كردن یك سری تخیلات و بعد گفتن اینكه از بعد فلسفی اینها نشانه فلان و بیسار است! 
اما مهم این است كه چه قرار است به آدم بدهد؟! 
این همه سیاهی و وهم و تخیل از كجا میاید كه همه هم به آن اعتبار میدهند؟ 

اگر فقط یك كتاب اینطور بود شاید قابل تحسین بود اما اینكه از ٥ كتاب حداقل سه تایش این سبك بودند نشان از "مد" شدن دارد! تقلید پی در پی از یك سبك!

انگار باید با ادبیات روز ایران هم خداحافظی كنم و قدردان كلاسیكهایش باشم! 

كتابی كه خوانده ام
برف و سمفونی ابری
پیمان اسماعیلی
نشر چشمه


برچسب ها: کتاب ، داستان کوتاه ، برف و سمفونی ابری ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 خرداد 1395 11:31 ق.ظ