تصمیم بر بی تصمیمی

پنجشنبه 17 دی 1394 02:08 ب.ظنویسنده : تبعیدی خودخواسته

 
پیش نوشت: راستش برگشتن به وبلاگ نویسی اونم اینطوری خیلی حس خوبی بود. هرچند سخته هی انتقال آرشیو! هی جابجایی. هی دوباره پیدا کردن دوستان وبلاگ نویس. 
ولی میچسبه مخصوصا وقتی کامنت دارم:) 
البته که الان چون مرخصی هستم میرسم بیام و با حوصله بچرخم تو این فضای جدید. و بعد از ماهها تونستم وبلاک بخونم. یعنی من بیمارم! به حای اینکه ذهنم رو با نوشته های دوست داشتنی وبلاگ نویسهای محبوبم تسکین بدم میرم تو فیس بوک هی حرص میخورم! 

*****************

بگذریم! ما مهاجرها، مخصوصا از نوع تنهایش، یه سردرگمی داریم در اینکه سال نوی ما چیست؟ و کی باید تصمیمات جدی برای سال جدید را ارائه داد؟! میدونید که کلا نوروز اینجا برام بی معناست و همیشه از سر اجبار یه سفره ای گذاشتم. دلایلش هم بارها نوشتم اما باز مینویسم. از مهمترین دلایلش اینه که اولا اینجا حس بهار در اون تاریخ نیست. دوم بجز سالهایی که به شنبه ویکشنبه میفته باقیش در روزهای وسط هفته است که همه سرکار هستیم. سوم، اوج فیمتهای اصلی در فروشگاههاست در نتیجه رفت و آمد مردم برای خرید کمتر است و این خودش هیجان را کم میکند. چهارم نیست دیگه! خاقا ( مخفف خانم/آقا ) جان! نیست! چیزی که برای این جا نیست ، نمیشود داشت! 

اما سال نو میلادی! راستش بجز سال اول و دوم که هنوز دانشجو بودم و بالاجبار تعطیل و راهی سفر شدم که در هر دوش به دلیل بودن در کنار خانواده ها چیزی از هیجانات جوانی برای سال نو دستگیرم نشد، باقی سال نو ها من خسته از کار در خانه ولو شدم و اصلا نفهمیدم کی سال نو شده که میفهمیدم هم اهمیتی نداشت برای کسی که روز بعدش باید برود سرکار! مخصوصا که تو این شهر کسی سال نو را تبریک نمیگه و اصلا خبری از اون فیلمهای کریسمسی هالیوودی نیست که زرت و زرت هر کی به هر کی میرسه میگه : مری کریسمس یا هپی نیو یر! 

باز حوالی کریسمس خوبه. همه تو شهر در جنب و جوشند و قدم به قدم موسیقی کریسمسی هست و دخترها و پسرهای جوانی که در بسته بندی کادوها کمک میکنند. اما سال نو افتضاح! کلا تو سوئد کریسمس مهمتر از سال نوست. آهان راستی یادم رفت بگم، کریسمس با سال نو تفاوت دارد. هی هر سال عزیزان داخل کشور در سال نو پیام مری کریسمس میدن! یا در کریسمس میگن سال نو مبارک! عزیزان بدانید و آگاه باشید، کریسمس ، 25 دسامبر هست و سال در 00.00، 31 دسامبر به 1 ژانویه نو میشود. 

برگردم به حرف خودم، بله من نمیدونم سال نو برای من چه معنایی داره؟ الان هفت روز از سال جدید گذشته و من تفاوتی با هشت روز پیش نمیبینم.  یعنی کلا سبک زندگی و شرایط کاری ام برای من فرقی بین روز تعطیل و غیر تعطیل و اتفاقات بزرگ نمیذاره. حالا شما بیا بگو من تصمیمات بزرگ برای سال آینده را باید کی اتخاذ کنم؟! بله روز تولدم شاید بهترین باشد. درست یک ماه دیگر! 

اما من این بار تصمیم گرفتم که هیچ تصمیمی نگیرم. چون کلا هربار تصمیم جدی گرفتم هزار و یک بلای آسمانی نازل شد تا اجرا نشود. البته ضعهای شخصیتی ام هم نقش به سزایی در این اجرا نشدن ها دارد. اما شاید مهمترین تصمیمی که بتونم امسال بگیرم اینه که شده تمام پس اندازم رو بدم ولی برم روانشناس. من تنهایی از پس کنترل اضطراب، پاشیده شدن ها و نگرانی هایم برنمیام و اگر به دادش نرسم در این کشور که کلا بسیار مستعد در دیوانه ساختن افراد هست دیوانه میشوم! 

حالا نترسید از سوئد، این دیوانه شدن زمینه های بسیار میخواد و خب اگر واقعا همه که ساکن سوئدند این زمینه ها را داشتند که الان سوئد یک تیمارستان بزرگ بود نه یکی از ده کشور بهتر. برای همین میگم بی برنامه مشخص و محکم مهاجرت نکنید. یعنی وقتی مهاجرت کنید که حداقل دو یا سه مورد مطمئن دارید. مثل اقامت، یا کار و توانایی بسیار خوب که بتونید همه جا ازش استفاده کنید! 

من اگر به 5 سال ونیم پیش برگردم قطعا به مهاجرت فکر میکنم ولی حتما برایش برنامه ریزی میکنم. مهاجرت اگر با برنامه ریزی باشد هیچوقت ضرر ندارد و هیچوقت برایش دیر نیست. اما اگر بی برنامه ریزی و احساسی باشد مشکلات زیاد است. 


پس این شد که من تصمیم گرفتم که تصمیمی نگیرم! چه فرقی میکند شروع یک تصمیم اول ژانویه سال 2016 باشه یا 8 فوریه 2016 یا 1 فروردین 1395! یا وسط اردیبهشت، آخر آگوست یا تو دل پاییز! مهم اینه وقتی تصمیم بگیری که آماده ای برای اجرا! تصمیم گیری یه بخش قضیه است هر روز میشه تصمیم گرفت ولی وقتی آماده نیستی و تصمیم میگیری به بن بست میخوری و این هی تکرار میشه و بعد میشینی خودخوری میکنی که چقدر بی عرضه ای! در حالیکه بی عرضه نیستی فقط زمان درستی برای تصمیم و اجرا انتخاب نکردی! 



برچسب ها: تجربه های مهاجرت ، تنهایی ، مهاجر ، سال نو ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 دی 1394 02:41 ب.ظ